به  سایت انتشارات شب چله خوش آمدید.
نشر شب چله نشر شب چله
ورود / عضویت
ورودایجاد یک حساب کاربری

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
لیست علاقه مندی ها
0 آیتم / ریال0
منو
نشر شب چله
0 آیتم / ریال0
  • صفحه اصلی
  • فروشگاه
  • وبلاگ
  • درباره ما
  • تماس با ما
ثبت اثر
پیشنهادات
برای بزرگنمایی کلیک کنید
خانهداستان عقل پنهان محمدرضا خلج
محصول قبلی
گزاره گردانی در شعر پسانیمایی (پیرامون سده ی 15 خورشیدی) دکتر علی تسلیمی
گزاره گردانی در شعر پسانیمایی (پیرامون سده ی 15 خورشیدی) دکتر علی تسلیمی ریال6.000.000
بازگشت به محصولات
محصول بعدی
تصمیم‌های ناگهانی / لادن اسکندری
تصمیم‌های ناگهانی / لادن اسکندری ریال2.000.000

عقل پنهان محمدرضا خلج

ریال7.500.000

مقایسه
افزودن به علاقه مندی
شناسه محصول: سایز کتاب: رقعی جلد: گالینگور صفحات:714 چاپ 1404 موضوع کتاب : نکته گویی Categories: داستان, عمومی Tag: عقل پنهان محمدرضا خلج نشر شب چله
اشتراک گذاری
  • توضیحات
  • نظرات (0)
  • Shipping & Delivery
توضیحات

فکر

چه بودی اگر چنین نبودی؟… آرامش همیشه زیباست… بشری که وحشت را نمی‌شناسد هنوز اصلاً نفهمیده که کیست و عقل خوب می‌تواند تنبیه ‏اش کند… همانند مرده است آنکه در درون خودش محو شده است… آیا آنکه فقط به‌خاطر خودش نقش بازی می‌کند باید پاداش نیز بخواهد؟… درون بشر مملو از هرج‌ومرج است… موهبت بسیار است؛ اما چیزی مثل تخم کلاغ برای خوردن نیست؛ چون شگون ندارد… و قدیم؛ در غرب طاعون و در شرق قحطی بود… در عمق قاره‌های تاریک، فقر عین نکبت سیاه ماسیده به دیوارها و تپه‌های بزرگ زباله برپاست… آیا این‌همه دلهای مالامال از نفرت می‌توانند بشریت را ناامید کنند؟… ببین آن دور را که هر چه نزدیک‌تر می‌شوی دورتر می‌شود… بر درگاه تاریخ گذشته بشر، طناب دار هست و تیغ برنده هست و خودسوزی هست… اولاد آدم همه رانده شده، سخت تقلا می‌کنند…

چرا برخی فکر می‌کنند درخت باید تک‌تک میوه‌هایش را نشناسد؟… برخی آدم‌ها به درون خود تبعید شده‌اند… ذره بیماری وظیفه‌اش یک تماس با نفس بود… انتحار یک راه مردن است که برخی انتخابش می‌کنند… آن حرف‌ها آن کتاب‌ها قصه بود. یک اندیشه سرد یک ویروس در دنیا باعث شد خیلی‌ها بمیرند… فکر می‌کنی چرا میکروب خلق شده است؟ می‌دانی؟… آیا می‌خواهی خاک کثیف را متبرک کنی؟… ببین که خودت را اسیر گرفته‌ای. جبران هم کنی باز در جام عشق زهر مکرر خواهی کرد… بشر همراه شیاطینش تا اینجا بالا آمده است… ترازوی شکسته. کوه‌های وارونه. قصرهای سوخته. صلیب شکسته… برخی وقتی در آینه می‌نگرند آیا واقعاً روح از درون آینه نگاهشان خواهد کرد؟… نفرین‌های باطل اثر نمی‌کند… ببین مرده‌اش را شستند و کودکانش یتیم ماندند… روی شکم نعش‌های باد کرده لاشخور گرسنه نشسته بود و چقدر نعش بود… اجساد یکسره بوی تعفن می‌گیرند تا معلوم باشد… بوی جسد به باد می‌آمیخت… گیاه؛ تلخی نحس داشت وقتی با آن فال می‌گرفتند… قیافه رازهای بسیاری را سربه‌مهر پنهان می‌کند… خواری و ذلت و پستی برخی آنچنان عمیق است که پس از سال‌های بسیار باز نمی‌شود فراموشش کرد… آن پل که زیر پای مردمان خیلی قدیم شکست راه بسیاری را بر آینده مردم دنیا بست… جملات ریز توی مغز مردمان می‌لولید… عقل آن مردمان را باد پرورده و طوفان می‌ربود… مگر کوه‌ها به جان خود ایمن‌اند؟… تاریخ کل بشر؛ زبانهای بریده دید. گوش‌های قطع شده دید. دست‌های بریده و پاهای بریده دید. قرن‌های گذشته و بشر پی‌درپی و مکرر… قدیم‌ها چنان بر دام می‌افتادند و چنان عذاب هولناکی می‌چشیدند که نذر می‌کردند کودکان خود را در برابر بت‌های زشت و پلید بدشگون، قربانی کنند… هرگز قیافه بت‌ها را بادقت تماشا نکرده‌ای. نبودی و ندیده‌ای… آیا می‌توانی تمامی گذشته بشر را آتش بزنی؟… اگر کور و کر نباشی می‌فهمی برخی از موجودات چرا دچار عذاب هولناک می‌شوند و آسمان برایشان سنگ می‌شود… اگر زلزله هم بودی و نازل می‌شدی باز می‌دیدی انتقام نیز درمان نیست… حریق بزرگ گاهی با یک شعله اندک رخ می‌دهد… برخی به مغز خود محکوم شده‌اند و نمی‌فهمند که اگر بر راه اشراق و اوج‌گرفتن مخلوقات، قانون حاکم شود از بین می‌روند… اگر مرگ پایان عذاب نباشد با این عذاب چه خواهی کرد؟… آنکه در زندگی‌اش بزرگ‌ترین دشمن خودش باشد و این دشمنی را درک نکند چاره‌ای نمی‌یابد… آدم فقط گوشت و استخوان نیست. روح را نمی‌شود دفن کرد… گاهی اگر به بازی ادامه دهی بازیچه بازی شده‌ای… انسان اگر حتی بر سر نیت خودش نیز قمار کند نتیجه‌اش چیست؟… آدمی می‌آید خودکشی می‌کند که خلاص شود قرص‌های خیلی زیادی می‌خورد به خواب می‌رود؛ اما چند روز بعد بیدار می‌شود باز زنده است؛ اما کور شده است… به هیچ‏کس تضمین نداده‌اند…

 

نظرات (0)

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “عقل پنهان محمدرضا خلج” لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Shipping & Delivery

محصولات مرتبط

مقایسه
بستن

رقص هانتینگتون/محمدرضا یار/نمایشنامه

نمایشنامه, داستان
ریال1.500.000
|صحنه‌ی اول|   تاریک است. دیوارها و اشیاء مانند سایه‌هایی دیده می‌شوند که تاریکی را در هر قسمت پر‌رنگ‌تر کرده‌اند.
افزودن به علاقه مندی
افزودن به سبد خرید
نمایش سریع
مقایسه
بستن

مرد تب دار میرهادی کریمی

داستان
ریال2.200.000
  فقر   هر جا دانایی کم باشد، فقر زیاد است؛ فقر ایجاد فاصله می‏ کند. بعضی آدم‌ها حریص ‏اند،
افزودن به علاقه مندی
افزودن به سبد خرید
نمایش سریع
مقایسه
بستن

خاطراتِ خاطره / خاطره حسن‌زاده داودی

داستان, رمان
ریال700.000
بریم به ۲۱ سال قبل یعنی زمانی که من ۵ سالم بود یهو بهم خبر دادن که دارم خواهر می‏شم،
افزودن به علاقه مندی
افزودن به سبد خرید
نمایش سریع
مقایسه
بستن

تصمیم‌های ناگهانی / لادن اسکندری

داستان, رمان
ریال2.000.000
چند تک‌مضراب بر رمان «تصمیم‌های ناگهانی» لادن اسکندری   بر اساس مفروضات و روش‌شناسی، این رمان را باید از منظر
افزودن به علاقه مندی
افزودن به سبد خرید
نمایش سریع
مقایسه
بستن

خودکشی-ادبی-میرهادی-کریمی

داستان
ریال1.500.000
  شیطان و نویسنده   دو- سه روزی بود که مغزِ آقای نویسنده ‏تاب برداشته بود و سخت هم ناراحتش
افزودن به علاقه مندی
افزودن به سبد خرید
نمایش سریع
مقایسه
بستن

پنج ‏و سی ‏وسه دقیقه/ پیمان یوسف‏خواه رودسری

داستان
ریال1.000.000
یک صبح پائیزی، در هوایی شدیداً مرطوب، لایه شفافِ قطرات شبنم از تیغه‌های علف و کاشی‌های سقف آویزان بود. برگ‌های درخت چتری آفتابی شروع کرده بودند به زرد شدن؛ زنگ آهنی زنگ‌زده آویخته از شاخه‌ای نیز غرق در ژاله بود. رهبر گروه تولید که کتی لایه‏دار از شانه‌هایش آویزان بود، با نان تخت ذرت در یکدست و تره ‌فرنگی پوست‌ کلفت در دست دیگرش، آهسته ‌آهسته به‌ طرف زنگ راه افتاد. وقتی‌که به زنگ رسید، دستانش خالی بود، اما گونه‌ها پف‌کرده مثل موش صحرایی که آذوقه پائیزی را دوان‌ دوان می‌برد. او یک‌دفعه دسته را به سمت زنگ کشید که محکم دنگ دنگ دنگ زنگ خورد. مردم پیر و جوان به کوچه‌ها سرازیر شدند و در زیر زنگ جمع شدند، با چشمانی ثابت بر رهبر گروه، مانند اجتماع عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی. او به ‌سختی آبِ دهان را قورت داد و دهانِ با ته‌ ریش مدورش را با آستین‏اش پاک کرد. تمام چشم‌ها آن دهان را که باز شد مشاهده کردند – که سیلابی دشنام از آن بیرون ریخت: من خدمت اون آدمای احمق "کمون" که یه روز دو تا سنگ‌ کار و یه روز دیگه دو تا نجار ما رو می‏برن می‏رسم. او به سمت یک جوان بلند قد و چهارشانه چرخید. به او گفت: اوستا، اونا دارن نیروی کار ما رو متلاشی می‏کنن. کمون نقشه داره که دریچه آب‌بند پشت دهکده رو پهن کنه، هر تیمی باید براشون یه سنگ ‌کار و یه کارگر غیر ماهر بفرسته. این موضوع شامل تو هم می‏شه. سنگ‏کار جوان خوش‌قیافه ابروهای سیاه و دندان‌های سفید داشت، تباینی که به او رفتاری قهرمانی می‌بخشید. تکان ملایم سرش دسته‌ای از موهایش که روی پیشانی‌اش افتاده را به پشت برگرداند. درحالیکه با لکنت صحبت می‌کرد، پرسید چه کسی کارگر غیر ماهر است. رهبر گروه دست‌های خود را جمع کرد، انگار که از خودش به خشکی دفاع می‌کرد و چشمانش را مانند گردونه‌های آتش چرخاند. با صدای گوش‌ خراش گفت: یه زن بیشتر سر در میاره، ولی به اونا برای پنبه‌چینی احتیاج داریم و فرستادن یه مرد ضایع کردن نیروی بدنی یه؛ به اطراف نگاه کرد و نگاهش به دیوار افتاد. پسری ده ساله یا کمی بیشتر در گوشه‌ای ایستاده بود. پابرهنه و تا کمر لخت، فقط شورتی بلند، گل‌وگشاد و سبزِ راه‌ راه تنش بود که به لکه‌های خون خشکیده و سبزی علف آغشته بود. شورت تا زانوانش می‌رسید، بالای نرمه ساقه پا با زخم‌های براق.
افزودن به علاقه مندی
افزودن به سبد خرید
نمایش سریع
مقایسه
بستن

روخان / معصومه برنجکار

داستان
ریال1.500.000
  اصلاً نفهمیدم چگونه وقت رفتن رسید! حتی موهای دانه‌دانه سفیدم نمی‌گفت که روی سروصورتِ هنوز جوانم درآمده بود. مثل
افزودن به علاقه مندی
افزودن به سبد خرید
نمایش سریع
مقایسه
بستن

مجموعه داستان‌ کوتاه پرواز قمار محسن بیگ‌آقا

داستان
ریال2.000.000
بچه از ساختمان كه بیرون آمدند، دختر سردش شد. به خواهرش گفت : ” لیلا، ماشین دربست می‌گرفتیم، بهتر نبود؟
افزودن به علاقه مندی
افزودن به سبد خرید
نمایش سریع
post-office

ارسال پستی

به تمام نقاط کشور

help

پشتیبانی 24 ساعته

به غیر از ایام تعطیل رسمی

پرداخت ایمن

از طریق درگاهای بانکی

rocket

سرعت بالا

در انجام کارهای سافارشات

انتشارات شب چله ناشر تخصصی ادبیات کشور

Untitled-1
  • درباره انتشارات
    • درباره ما
    • تماس با ما
    • حریم خصوصی
    • کیفیت محصولات
    • ثبت آسان
    • سوالات متداول
  • دسترسی سریع
    • کتاب های عاشقانه
    • کتاب های داستانی
    • کتاب های آموزشی
    • کتاب های رسمی
    • کتاب های تاریخی
    • کتاب های دینی
  • خدمات مشتریان
    • ثبت اثر کتاب
    • مراحل ثبت کتاب
    • هزینه ثبت اثر
    • پیگیری سفارشات
    • تیکت های من
    • ارسال تیکت
  • راهنمای خرید
    • شیوه های پرداخت
    • نحوه ثبت سفارش
    • رویه ارسال سفارش
    • امکان پرداخت در محل
    • تحویل اکسپرس
    • تخفیفات ویژه سایت

حقوق مادی و معنوی این سایت برای انتشارات شب چله محفوظ می باشد.

تی اف نت پلاس

  • منو
  • دسته بندی ها
منوی دسته بندی های خود را در تنظیمات پوسته -> سربرگ -> منو -> منو موبایل (دسته ها) تعیین کنید
  • صفحه اصلی
  • فروشگاه
  • وبلاگ
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • لیست علاقه مندی ها
  • ورود / عضویت
سبد خرید
بستن