این کتاب به بررسی نمونهوار گزارهگردانیها در شعر سپید ایران از دههی هشتاد تاکنون یعنی بیش از دو دههی اخیر (1380- 1404) میپردازد. شعرهایی که با هم میخوانیم، ریشه در نیماییها، نو-نیماییها و شعرهای نیمهموفق دههی چهل چون موج نو دارند. برخی از شاعران جوان دههی هفتاد نیز کموبیش از آنان تأثیر پذیرفتند.

شعر مدرن نیمایی و سفید و پس از آن در دههی هفتاد تاکنون، وارونهی آنچه میگویند به بحران نرسیده است، تنها شاعرانشان هستند که بهخاطر موقعیتهای مرزیِ اجتماعی، اقتصادی و فرهنگیِ امروز دچار بحراناند (نمونهاش ویژگی بدِ کتابخوانی در جامعهی ایرانی است). نیما و نفراتش در زمان خود شعر را نجات دادند (فرخزاد، شاملو و کموبیش رادیکالهایی چون عبدالرضایی و براهنی)، اما آنها عناصر غالب این جامعهی عقبمانده نبودند؛ برخی از رمانتیکها چون خانلری و شفیعی کدکنی از آن سو و تا اندازهای برخی شاعران رادیکال، یا بهتر بگویم، شبه رادیکال چون احمدی و رؤیایی از این سو شعر را به بحران رساندند که از اواخر دههی شصت رو به بهبودی رفت. نمونه شعر شاعرانی که در این بیست و چند سال بررسی میشوند، نشان میدهد که شعر از گذشته فراتر رفته است.

هرچند به شعرهای شبه رادیکالی نیز برمیخوریم که در دههی هشتاد کمرمق به کارش ادامه داد و در دههی نود از رمق افتاد؛ به زبان دیگر، بسیاری از شاعران شبه مدرن، چه از دههی چهل و چه از دههی هفتاد عقبنشینیهایی داشتهاند و تا اندازهای دست از بحرانسازی برداشته و شعر، دیگر به افقهای باز رسیده بهگونهای که شعر پس از دههی هشتاد به بعد، جاذبههای بیشتری یافته است.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.