روی بازوان خزر می ایستم
اندام موجها را فتح می کنم
قلب گوشماهیها را
خلوت نوعروسان دریایی را
رفتارم
مسیر ملوانها را عوض می کند
حرکت بادبانها را
با لباسهایی از شن
به خانه برمیگردم
با لباسها از مه
و به ماهیانی که از تنم میگذرند
فرصت میدهم
آبهای عمیقتری را تجربه کنند
دریاهایی مردهای را ببینند
نگاه کن!
ملاقاتت در تاریکی
چشمی برایم باقی نمی گذاشت.
لباس مه

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.