صحنه دوم
مرد عاشق روی چهارپایه نشسته و چشم به افق دوخته است. شب است و موسیقی حزینی با صدای برخورد امواج دریا به ساحل آمیخته.
مرد عاشق:
سه شبه اینجا نشستم پری جون. چشمامو اصلاً نبستم پری جون. که یه وقت بیای و اینجا بشینی، عاشق بیتابتو خواب ببینی. نکنه یه وقتی خوابم ببره؟ ندونم تو لحظهها چی میگذره؟ غافل از دریای اون نگات بشم. آخه من عاشقتم فدات بشم. نازنینم بگو از چی رنجیدی؟ غیر عشق توی چشام چیزی دیدی؟ بیوفا زیاد دیدم تو آدما، نشنیدم بی وفائی از پریا. نکنه یه وقت دیدی رنگ ریا، ته این نی نی چشمای سیاه؟ نه گناه منه که حال منه. گفتهاند که قرعه فال منه. آسمون تاب تحمل نیاورد. خدااین امانتو به ما سپرد. حالا این دیوونگی از همونه. هر کسی که عاشقه خوب میدونه. نگو که پری و آدم نمیشه. من میگم میشه عزیز، خوبم میشه. گفتی عاشقت شدم شک نکنم. به جز عشقت تو سینهام حک نکنم. نگفتم خدا که ما رو آفرید، روز هفتم نفسش به ما دمید؟ گمونم خدا هم اون شش روزه رو، سبک و سنگین میکرد این کارشو. اینها حرفهای دلم نیست، چی میگم؟ نکنه دارم که دیوونه میشم؟ یعنی من عاشق تو نیستم پری؟ سراسر کفرم و شکَم ای پری؟

با روشن شدن صحنه پری دریایی، نور صحنه مرد عاشق خاموش میشود. پری دریایی را میبینیم که بیرمق افتاده است.
پری دریایی:
طعم تشنگی اینه؟ بزار تشنهتر بشم خدا جونم. شوری دریا نمیذاشت بدونم، تشنگی هم شیرینه مهربونم. بفرست عاشقمو تا بدونه واسه دیدار دریا شد یک بهونه. آسمون اینجا ابرم نداره. عوضش ستاره کم نمیاره. یه روزی تو هم میای خوب میدونم. همیشه منتظر تو میمونم.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.