به  سایت انتشارات شب چله خوش آمدید.
نشر شب چله نشر شب چله
ورود / عضویت
ورودایجاد یک حساب کاربری

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
لیست علاقه مندی ها
0 آیتم / ریال0
منو
نشر شب چله
0 آیتم / ریال0
  • صفحه اصلی
  • فروشگاه
  • وبلاگ
  • درباره ما
  • تماس با ما
ثبت اثر
پیشنهادات
برای بزرگنمایی کلیک کنید
خانهترجمه فقط یک کلمه عشق_نوسینده:ویشوندرا سین تومار_مترجم: محمدصادق رئیسی
محصول قبلی
زیبائیت جا مانده در آیینه محمدرضا یار
زیبائیت جا مانده در آیینه محمدرضا یار ریال2.000.000
بازگشت به محصولات
محصول بعدی
کوچ چکاو ح... ستاره شناس
کوچ چکاو ح... ستاره شناس ریال5.000.000

فقط یک کلمه عشق_نوسینده:ویشوندرا سین تومار_مترجم: محمدصادق رئیسی

ریال500.000

متن کوتاه محصولات سایت در این بخش قرار میگیرد و تمامی محصولات این وب سایت با استفاده از فروشگاه ساز ووکامرس قرار گرفته است به راحتی میتوانید به دلخواه خود هر چقدر که بخواهید محصول در سایت اضافه کنید

مقایسه
افزودن به علاقه مندی
شناسه محصول: فقط یک کلمه عشق_نوسینده:ویشوندرا سین تومار_مترجم: محمدصادق رئیسی Category: ترجمه
اشتراک گذاری
  • توضیحات
  • نظرات (0)
  • Shipping & Delivery
توضیحات

 

سیگار اول

مایور ویهار، دهلی…

12 دسامبر 2012، ساعت ششِ صبح…

 

(شماره طبقه: 13، در باز می­شود… ) مردی حدوداً 29 ساله وارد اتاق می­‏ شود، یک جورایی عجله دارد، ظرف همین چند ثانیه دوشی گرفت و خودش را تر و تمیز و سرِ حال کرد، خیلی بی­ حوصله به نظر می­آمد، مثل این­که خیلی عجله داشت، مثل کسی که مجبور است ظرف چند ثانیه از ایستگاه برای یک مسافت خیلی دور و دراز قطار بگیرد، او دارد آواز می ­خواند، آهنگ­هایش را هر لحظه عوض می ­کند، حالا می­ ایستد، پیوسته خیره می­ شود به آینه بزرگ (که به زبان هندی گفته می­شود «یادی»، به معنایِ «بهترین دوست»… همان­گونه که چارلی چاپلین می­ گوید، آینه بهترین دوست آدم است چون وقتی کسی جلویش گریه می­ کند، هرگز نمی­ خندد.) و حالا دارد به نسخه دست­نویس خیره می­ شود، دارد همان نسخه را می­ بوسد، حالا نسخه را پائین می ­گذارد و با عجله به سمت گالری می ­رود، همه­ ی پنجره­ها را می­ بندد، مثل این­که می­خواهد به­تنهایی جشن بگیرد، حالا دارد از همان فندک طلایی برای روشن کردن سیگار استفاده می­ کند، حالا دوباره جلوی آینه است، همان نسخه را برمی­دارد، حالا به­ گونه­ یی نگاه می­ کند که بتواند بخواند، روی صندلی جلوی آینه می ­نشیند، اوّلین صفحه نسخه را می ­آورد و با صدای بلند می­زند زیر خنده و به آینه نگاه می­ کند و با خودش حرف می­ زند، با این تصور که بازتاب­اش در آینه دوست­اش قرار می‏ گیرد، انگار بخواهد داستانی را برای کسی تعریف کند، حالا دارد با خودش کنار می­آید، دارد با صدای بلند می­ خواند، دارد می­ خندد، دارد می­ خواند، با صدای بلند می­ خواند و می­ خندد و صدا بالا می­رود، بالاتر می رود…

نظرات (0)

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “فقط یک کلمه عشق_نوسینده:ویشوندرا سین تومار_مترجم: محمدصادق رئیسی” لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Shipping & Delivery

محصولات مرتبط

مقایسه
بستن

استاندارهای بین‌المللی حسابداری : (اسـتانداردهای بین‌المللی گزارشگری مالی)دکتر مهـدی بشـکوه،دکتر امیـر محـبی،مجیـد المــاسی.

ترجمه, حسابداری
ریال1.600.000
پیشگفتـار به لطف و عنایت بی‏کران الهی توفیق ترجمه خـلاصه استانداردهای بین‏المللی حسابداری حاصل شد. کتابی که در پیش روی
افزودن به علاقه مندی
افزودن به سبد خرید
نمایش سریع
مقایسه
بستن

عشق زیستن کمال یالچین مترجم: دنیا میرزایی

ترجمه
ریال3.000.000
متن کوتاه محصولات سایت در این بخش قرار میگیرد و تمامی محصولات این وب سایت با استفاده از فروشگاه ساز ووکامرس قرار گرفته است به راحتی میتوانید به دلخواه خود هر چقدر که بخواهید محصول در سایت اضافه کنید
افزودن به علاقه مندی
افزودن به سبد خرید
نمایش سریع
مقایسه
بستن

بابا سارتر_نویسنده :علی بدر_ترجمه: ستار جلیل زاده – ن. مولانی

ترجمه
ریال700.000
متن کوتاه محصولات سایت در این بخش قرار میگیرد و تمامی محصولات این وب سایت با استفاده از فروشگاه ساز ووکامرس قرار گرفته است به راحتی میتوانید به دلخواه خود هر چقدر که بخواهید محصول در سایت اضافه کنید
افزودن به علاقه مندی
افزودن به سبد خرید
نمایش سریع
تربچه
مقایسه
بستن

تربچه

ترجمه
ریال2.000.000
یک صبح پائیزی، در هوایی شدیداً مرطوب، لایه شفافِ قطرات شبنم از تیغه‌های علف و کاشی‌های سقف آویزان بود. برگ‌های درخت چتری آفتابی شروع کرده بودند به زرد شدن؛ زنگ آهنی زنگ‌زده آویخته از شاخه‌ای نیز غرق در ژاله بود. رهبر گروه تولید که کتی لایه‏دار از شانه‌هایش آویزان بود، با نان تخت ذرت در یکدست و تره ‌فرنگی پوست‌ کلفت در دست دیگرش، آهسته ‌آهسته به‌ طرف زنگ راه افتاد. وقتی‌که به زنگ رسید، دستانش خالی بود، اما گونه‌ها پف‌کرده مثل موش صحرایی که آذوقه پائیزی را دوان‌ دوان می‌برد. او یک‌دفعه دسته را به سمت زنگ کشید که محکم دنگ دنگ دنگ زنگ خورد. مردم پیر و جوان به کوچه‌ها سرازیر شدند و در زیر زنگ جمع شدند، با چشمانی ثابت بر رهبر گروه، مانند اجتماع عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی. او به ‌سختی آبِ دهان را قورت داد و دهانِ با ته‌ ریش مدورش را با آستین‏اش پاک کرد. تمام چشم‌ها آن دهان را که باز شد مشاهده کردند – که سیلابی دشنام از آن بیرون ریخت: من خدمت اون آدمای احمق "کمون" که یه روز دو تا سنگ‌ کار و یه روز دیگه دو تا نجار ما رو می‏برن می‏رسم. او به سمت یک جوان بلند قد و چهارشانه چرخید. به او گفت: اوستا، اونا دارن نیروی کار ما رو متلاشی می‏کنن. کمون نقشه داره که دریچه آب‌بند پشت دهکده رو پهن کنه، هر تیمی باید براشون یه سنگ ‌کار و یه کارگر غیر ماهر بفرسته. این موضوع شامل تو هم می‏شه. سنگ‏کار جوان خوش‌قیافه ابروهای سیاه و دندان‌های سفید داشت، تباینی که به او رفتاری قهرمانی می‌بخشید. تکان ملایم سرش دسته‌ای از موهایش که روی پیشانی‌اش افتاده را به پشت برگرداند. درحالیکه با لکنت صحبت می‌کرد، پرسید چه کسی کارگر غیر ماهر است. رهبر گروه دست‌های خود را جمع کرد، انگار که از خودش به خشکی دفاع می‌کرد و چشمانش را مانند گردونه‌های آتش چرخاند. با صدای گوش‌ خراش گفت: یه زن بیشتر سر در میاره، ولی به اونا برای پنبه‌چینی احتیاج داریم و فرستادن یه مرد ضایع کردن نیروی بدنی یه؛ به اطراف نگاه کرد و نگاهش به دیوار افتاد. پسری ده ساله یا کمی بیشتر در گوشه‌ای ایستاده بود. پابرهنه و تا کمر لخت، فقط شورتی بلند، گل‌وگشاد و سبزِ راه‌ راه تنش بود که به لکه‌های خون خشکیده و سبزی علف آغشته بود. شورت تا زانوانش می‌رسید، بالای نرمه ساقه پا با زخم‌های براق.
افزودن به علاقه مندی
افزودن به سبد خرید
نمایش سریع
مقایسه
بستن

عشق پنهان/ ملّا دِمیرل مترجم: دنیا (معصومه) میرزایی

ترجمه
ریال1.000.000
وقتی گریه می‌کرد بچه‌ای ‏که هنوز چندماهه بود به او نگاه می‌کرد و اشک‌هایش مثل دانه‌های مروارید از چشم‌هایش جاری
افزودن به علاقه مندی
افزودن به سبد خرید
نمایش سریع
مقایسه
بستن

مرثیه های سیر – نویسنده: مو یان – مترجم : ناصر کوه گیلانی – ویراستار: فریده قبادی

ترجمه
ریال5.000.000
«گائو یانگ!» آفتاب نیمروز سرسختانه می‌تابد؛ هوای غبارآلود، بوی گندِ سیرِ فاسد شده را، پس از دوره‌ای طولانی به خشکی
افزودن به علاقه مندی
افزودن به سبد خرید
نمایش سریع
post-office

ارسال پستی

به تمام نقاط کشور

help

پشتیبانی 24 ساعته

به غیر از ایام تعطیل رسمی

پرداخت ایمن

از طریق درگاهای بانکی

rocket

سرعت بالا

در انجام کارهای سافارشات

انتشارات شب چله ناشر تخصصی ادبیات کشور

Untitled-1
  • درباره انتشارات
    • درباره ما
    • تماس با ما
    • حریم خصوصی
    • کیفیت محصولات
    • ثبت آسان
    • سوالات متداول
  • دسترسی سریع
    • کتاب های عاشقانه
    • کتاب های داستانی
    • کتاب های آموزشی
    • کتاب های رسمی
    • کتاب های تاریخی
    • کتاب های دینی
  • خدمات مشتریان
    • ثبت اثر کتاب
    • مراحل ثبت کتاب
    • هزینه ثبت اثر
    • پیگیری سفارشات
    • تیکت های من
    • ارسال تیکت
  • راهنمای خرید
    • شیوه های پرداخت
    • نحوه ثبت سفارش
    • رویه ارسال سفارش
    • امکان پرداخت در محل
    • تحویل اکسپرس
    • تخفیفات ویژه سایت

حقوق مادی و معنوی این سایت برای انتشارات شب چله محفوظ می باشد.

تی اف نت پلاس

  • منو
  • دسته بندی ها
منوی دسته بندی های خود را در تنظیمات پوسته -> سربرگ -> منو -> منو موبایل (دسته ها) تعیین کنید
  • صفحه اصلی
  • فروشگاه
  • وبلاگ
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • لیست علاقه مندی ها
  • ورود / عضویت
سبد خرید
بستن